اندیشه های اخلاقی و تربیتی فردوسی در شاهنامه و مقایسه آن با نظریه های اخلاقی و تربیتی خواجه نصیر طوسی در اخلاق ناصری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

چکیده

فردوسی از شاعران بزرگ زبان فارسی است که در جای جای شاهنامه به نقل مسائل اخلاقی و تربیتی پرداخته است. گستردگی موضوع در شاهنامه نشان می دهد فردوسی بطور غیر مستقیم به تبین مبانی تربیتی پرداخته که در تعلیم و تربیت اسلامی مورد توجه بوده است. برای روشن شدن مطلب مبانی تربیتی فردوسی در شاهنامه را با نظریه ی تربیتی خواجه نصیر در اخلاق ناصری که از کتب پایه در علم اخلاق محسوب می شود مقایسه می کنیم. بین اندیشه های تربیتی فردوسی و نظریه ی خواجه نصیر تقارن بسیار است لیکن به دلیل این که فردوسی شاهنامه را به قصد تدوین اخلاق و تربیت علمی بنا ننهاده بلکه به اقتضای موضوع به طرح مبانی تربیتی مورد نظر خود پرداخته، تفاوتهایی هم دیده می شود. این تفاوتها تا حدودی به نوع بیان و زبان آن ها مربوط است و تا حدودی به مواردی از انواع فضایل و رذایل منوط است که خواجه به دلیل پرداختن مستقیم به موضوع به آن ها اشاره کرده امّا موقعیّت کلام فردوسی پرداختن به آن ها را اقتضا نکرده است. فردوسی کمتر به مقوله ی استعدادها و تفاوت های فردی پرداخته در حالی که خواجه نصیر این موضوع را یکی از مهمترین مسائل تربیتی می داند. در این مقاله فضایل اخلاقی از قبیل حکمت، شجاعت، عفت، عدالت و برخی از زیر مجموعه های آن ها؛ و رذایل اخلاقی از قبیل جهل، شره، جور، جبن و برخی از زیر مجموعه های آن ها از دیدگاه فردوسی بر پایه ی نظریه ی تربیتی خواجه نصیر طوسی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها