بررسی تطبیقی نیکی و پلیدی در دو حماسه شاهنامه فردوسی و سرود نیبلونگن

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

چکیده

اعتقاد به نیکی و پلیدی و نزاع دائمی آنها، پیروزی نیکی و نتیجه آن که نظم می باشد و نیز پیروزی پلیدی که پیامد آن آشوب است نه تنها موضوع زندگی روزمره ما انسانهاست بلکه یکی از ارکان اصلی حماسه ماندگار شاهنامه فردوسی است. نظام دو قطبی با تفاوتهایی نسبت به شاهنامه در حماسه آلمانی سرود نیبلونگن نیز ساختار تحول شخصیتی قهرمانان اصلی داستان را تبیین می نماید. درکل از بررسی دو اثر حماسی ایرانی شاهنامه فردوسی – سروده شده در قرن 11 میلادی – وآلمانی سرود نیبلونگن – سروده شده در قرن 13 میلادی – می توان نتیجه گرفت، انسان متعادل که در بدو امربا طبیعت در وحدت قرار دارد در پی نقصان در قوه خردش توسط نیروها یا همان خصلتهای پلیدی یعنی رشک، خشم، کین، آز و نیاز گمراه می شود. انسانی که دیگر در وحدت با طبیعت نیست به یاد آنچه از دست داده است داستانهای اسطوره ای را در قالب حماسه روایت می کند.

کلیدواژه‌ها